یكی از ایده های جذاب دنیای نسبیت برای عموم، حفره سیاه است. این ایده، مكانی در فضا را كه در آنجا زمان و مكان روی هم چین می خورند، ارائه می دهد. میدان گرانشی اطراف حفره سیاه چنان شدید است كه نه تنها تمامی مواد به درون آن كشیده می شوند، بلكه حتی نور هم نمی تواند از آن بگریزد! ستاره شناسان بر این باورند كه ستاره های مشخصی وجود دارند كه سنگین تر از حد مجاز هستند و می توانند به حفره های سیاه تبدیل شوند. با پیگیری یكی از نظریه های اینشتین و همكارش روزن، چند تن از فیزیكدانان كشف كردند كه پدیده دیگری در مقابل حفره سیاه وجود دارد با نقشی كاملاً متضاد، كه حفره سفید نامیده شد. همه چیز با حسی از معكوس شدگی زمان از این حفره به بیرون فوران می كند. ولی مرموزترین قسمت آن، همسان نبودن حفره سیاه و حفره سفید، در عین اینكه با هم مربوط بودند، بود. اگر قادر بودید با سرعتی بیش از سرعت نور حركت كنید، این احتمال وجود داشت كه به حفره سیاه وارد و هم زمان از حفره سفید خارج شوید. مشابه اینكه به درون اتاقی قدم بگذارید و در كمال تعجب دریابید كه خارج از آن ظاهر شده اید! حتی تعجب آور تر اینكه، می توانستید در مكانی كه میلیاردها سال نوری با شما فاصله دارد پدیدار شوید. جان ویلر John Wheeler فیزیكدان مشهور و پروفسور سابق دانشگاه پرینستون این ارتباط بین حفره های سیاه – حرفه های سفید را كرمچاله نامید.
فضا – زمان :
در نظر بگیرید كه مكان و زمان با یكدیگر مربوط اند و قابل معاوضه. یعنی زمان و مكان هم نسبی است و بستگی به ناظر دارد. برای مثال اكنون من اكنون شما نیست، مگر اینكه در یك جهت و با سرعتی مشابه در حركت باشیم. در غیر اینصورت اكنون های ما یكی نیستند. ثابت شده گذر زمان در ساعت های متحرك نسبت به ساعت های ثابت آهسته تر است و مقیاس های متحرك در مقایسه با آنها كه حركت نمی كنند كوتاهترند. اختلاف زمانی ساعت ها با هم، به فاصله ای مكانی تبدیل می شود. یعنی همان فاصله ای كه اشیاء در زمان اندازه گیری شده توسط ساعت های ثابت طی می كنند. به طور مشابه اختلاف طول مقیاس های در حركت، به زمان تبدیل می شود. همان زمانی كه طول می كشد تا اندازه طولی مقیاس، با سرعت نور طی شود. بدین ترتیب همواره می توانیم با تبدیل زمان متناسب به بعد مكانی یا بعد مكانی به زمان، محاسبات را صورت دهیم.چنین تبادلات بنیادینی در میدان گرانشی هم رخ می دهد. به بیانی دیگر، یك ساعت در میدان گرانشی قوی، آهسته تر از میدان ضعیف كار می كند. به همان صورت، فواصل در راستای میدان گرانشی قوی نسبت به نقاطی كه میدانی وجود ندارد كوتاه تر می شوند.
فضا نیز هیچ اندازه تثبیت شده ای ندارد. اندازه فضا متناسب با خواست ماست. یعنی سرعتی كه انتخاب می كنیم از میان آن مكان عبور كنیم. هر قدر سریعتر حركت كنیم، زمان و مسافت حركت كوتاه تر می شود. مثلاً فاصله میان خورشید و زمین حدود 150 كیلومتر است و زمانی كه ناظری بر روی زمین باشیم، 500 ثانیه طول می كشد تا نور این فاصله را طی كند. حال اگر خودتان این فاصله را طی كنید، چه اتفاقی می افتد؟ به طور حتم ، اینكه سرعت شما محدوده زمانی را تعیین می كند. طبق نظریه نسبیت، وقتی به سرعت نور می رسید با موارد حیرت آوری مواجه خواهید شد. فرض كنید با سرعتی معادل ده درصد سرعت نور از زمین به سمت خورشید پرتاب شوید. در این صورت، سفر شما 5000 ثانیه طول خواهد كشید. در سرعتی معادل 71 در صد سرعت نور سفرتان 500 ثانیه طول می كشد. در سرعتی معادل 99 در صد سرعت نور فقط یك دقیقه طول می كشد تا به خورشید برسید! بالاخره اگر قادر به حركت با سرعت نور باشید، دقیقاً زمانی كه زمین را ترك می كنید در خورشید خواهید بود! در سرعت نور، زمان تمامی سفرها به صفر می رسد. بنابراین فضا تا چه اندازه گسترده است؟ همان قدر كه ما آن را گسترده بینگاریم. اگر با سرعت نور فكر كنیم، اندازه اش تا حد نقطه كاهش می یابد!
بطور كلی فیزیك كوانتوم مارا با اصولی آشنا كرده كه سیال بودن جهان مادی و قدرت تاثیرپذیری آن را برخلاف ظاهر محكم و جامدآن ، اثبات می كند. مانند اصالت مشاهده گر و ناظر در نحوه وقوع وقایع- اصالت انرژی و موج در هستی و دنیای مادی - اصل عدم قطعیت که در پست قبلی به آن اشاره کردیم. مفاهیم دیگری در فیزیك كوانتوم وجود دارد كه می توان بر اساس آنها پدیده های فوق طبیعی را تفسیر كرده و شرح داد . در ادامه به برخی از این مفاهیم اشاره می كنیم:
ابعاد بالاتر و جهان های موازی: فیزیك كوانتوم به ابعاد بالاتر و جهانهای بیشمار دیگر عقیده دارد. یك دسته از این جهانها جهانهای موازی است. آیا واقعیت معمول و متداولی را كه دریافت می كنیم تنها مربوط به همین جهان است؟ پاسخ فیزیك مدرن به این پرسش خیر است. در واقع برای هر یك از ما، تعداد نامحدودی جهان به طور هم زمان وجود دارد، به این معنی كه ما بطور همزمان در جهانهای موازی حضور داریم. این جهانها ممكن است اختلافات جزئی و یا اختلافات بسیار فاحشی با یكدیگر داشته باشند و هر كدام مرتبه زمانی خود را دارد. هر یك از جهانها با دیگری و با تمامی جهانهای دیگر مرتبط است و بر یكدیگر تاثیرگذار. بنابراین آنچه را كه ما واقعیت می نامیم هماهنگی فازهای حركتی جهانهای مرتبط با یكدیگر است. همینطور تصورات و تفكرات و رویاها ، واقعیتهایی هستند كه بطور همزمان در جهانی دیگر بوقوع پیوسته و در این جهان ما از آنها آگاه می شویم.
فیزیک كوانتوم مارا با اصولی آشنا كرده كه سیال بودن جهان مادی و قدرت تاثیرپذیری آن را برخلاف ظاهر محكم و جامدآن ، اثبات می كند. فیزیک مدرن اثبات می کند در پس دنیای ماده که ما عادت کرده ایم آنرا جامد ببینیم انرژی و موج که سیال است و هر لحظه در حال تغییر و تحول وجود دارد. از سویی دیگر در فیزیک کوانتوم اصالت مشاهده گر و ناظر(انسان) در نحوه وقوع وقایع و ایجاد تغییرات در دنیای فیزیک از شروط اصلی است . مفاهیم دیگری در فیزیك كوانتوم وجود دارد كه می توان بر اساس آنها پدیده های فوق طبیعی را تفسیر كرده و شرح داد . در ادامه به برخی از این مفاهیم اشاره می كنیم:
ادامه مطلب
تا نيمهي دوم قرن نوزدهم ميلادي، كليهي پديدههايي كه تفسير آنها براساس قوانين اثبات شدهي فيزيك و ساير علوم امكانپذير نبود، تحت عنوان «ماوراءالطبيعه» یا متافیزیک طبقهبندي ميشدند. اين اصطلاح در اشاره به توصيف بسياري از وقايع و اتفاقات عجيب و غريب مثل پدیده های مربوط به ارواح یا آنچه که مربوط به توانائیهای خارق العاده انسان و کرامات است مانند قدرت پيشگويي حوادث و اتفاقات و... بکار برده می شد.
اما از هنگامي كه عدهاي از دانشمندان علوم به مسائل ماوراءالطبيعه علاقه نشان دادند، براي اشاره به اين پديدهها از اصطلاح «فوق طبيعت» استفاده كردند. اين اصطلاح نمايانگر اين معني است كه ما با موضوعاتي سر و كار داريم كه تا به حال به خوبي تفسير نشدهاند ولي در آينده اميد حل معماهاي پيرامون آنها وجود دارد.
در حال حاضر متافیزیک یا فراروانشناسی به مدت یکصد سال است که توسط دانشمندان فیزیک و علوم طبیعی مورد پژوهش قرار گرفته و در دانشگاههای سراسر جهان بویژه غرب رشته هایی در این زمینه راه اندازی شده است.
در فراروانشناسی اصطلاح "psi" نامي است كه به كل پديدههاي فوق طبيعي اطلاق ميشود.
شامل ادراك فراحسي ESP ) Extra-Sensory Perception)
و روان جنبشي Psychokinesis )PK) ميگردد.
ادراك فراحسي. ESP شامل مواردي چون: تلهپاتي (تبادل اطلاعات بين اشخاص بدون كمك حواس معمولي) غيبگويي ، (به دست آوردن اطلاعات در مورد اشيا يا وضعيتهاي دور بدون انتقال از طريق حواس معمولي) و پيش آگاهي ، (آگاهي از وقايع آينده بدون استفاده ار راههاي معمولي) ميباشد.
روان جنبشی یا سایکوکینه سیس شامل ایجاد تغییرات یا حرکت دادن اشیاء مانند ایجاد باد و باران ، جابجایی اشیاء ، معلق ماندن در هوا و ایجاد تغییرات در بدن اشخاص می باشد.
